
طرح پزشک خانواده در ایران، قصهای ۲۰ ساله دارد. قصه وعدههایی که داده شد و عملی نشد. اما اینبار، در دولت چهاردهم، به نظر میرسد اراده جدیای پشت اجرای آن وجود دارد. از وعده وزیر بهداشت تا بازدیدهای میدانی رئیسجمهور، همگی نوید تغییر را میدهند.
قرار است با اجرای این برنامه، هر خانواده ایرانی یک پزشک معین داشته باشد که روند درمان را از سطح اول تا تخصصی مدیریت کند.
به عبارت دیگر، بیمار دیگر سردرگم میان مطبها و بیمارستانها نخواهد بود و طبق یک نظام ارجاع مشخص، خدمات مورد نیازش را دریافت میکند. این طرح در مناطق روستایی قدمت بیشتری دارد و در حال حاضر به ازای هر ۳,۳۰۰ روستایی، یک پزشک خانواده وجود دارد.
آخرین آمارها نشان میدهد که ماجرا فقط به وعده ختم نشده.
قرار است برنامه پزشک خانواده در گام اول در ۲۰ شهر منتخب اجرا شود و به تدریج شهرهای بیشتری را تحت پوشش قرار دهد.
این تازه آغاز راه است. نقشه راه وزارت بهداشت این است که بتواند در مجموع ۳۵ تا ۴۰ میلیون نفر را زیر چتر این نظام ارجاع ببرد.
یک گام مهم دیگر نیز در استانهای فارس و مازندران برداشته شده است. در این دو استان، «سرانه» (مبلغ پرداختی به ازای هر نفر تحت پوشش) پزشکان خانواده شهری، اصلاح و حدود ۸۰ درصد افزایش یافته و به ۴۰ هزار تومان رسیده است.
این یعنی انگیزه مالی برای پزشکان بیشتر شده و یکی از گرههای قدیمی طرح تا حدی باز شده است.
با این حال، اما و اگرها همچنان پابرجاست. بزرگترین چالش، هنوز هم «بودجه» است.
وزارت بهداشت برای اجرای کامل این برنامه درخواست ۸۰ هزار میلیارد تومان اعتبار کرده بود، اما در نهایت بودجهای که برای سال ۱۴۰۴ تصویب شده، حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان بوده است.
رئیسجمهور نیز کاملاً به این چالش واقف است و در یکی از نشستهای ستاد ملی، بر «ضرورت اتخاذ تمهیدات لازم برای پایداری منابع طرح» و «برنامهریزی اجرایی بر اساس پایداری منابع» تأکید کرده است.
با این حال، وزارت بهداشت بدون اینکه منتظر تأمین کامل بودجه باشد، کار را با همین منابع موجود آغاز کرده است.
تفاوت بزرگ، اراده در بالاترین سطح است. رئیسجمهور شخصاً روند اجرای برنامه را دنبال میکند و از نزدیک از شبکههای بهداشت بازدید میکند.
او به صراحت خواستار تغییر حکمرانی سلامت از «درمانمحوری» به «سلامت جامعهمحور» شده؛ دیدگاهی که پزشک خانواده دقیقاً بر پایه آن بنا شده است.
کارشناسان نیز معتقدند موفقیت این برنامه در گرو اصلاح مفهوم آن و جایگاهش در نظام سلامت است و باید آن را در دل شبکه بهداشت و درمان جست، نه به عنوان یک برنامه جدا.
در نهایت، باید دید آیا این بار، اراده سیاسی و برنامهریزی عملیاتی میتواند بر چالش دیرینه بودجه غلبه کند و سرانجام پس از دو دهه، وعده پزشک خانواده را به واقعیت تبدیل کند.